خرید بک لینک

یا علی گفتیم و ایشالا دیگه اینبار واقعا نوشتن تز دکترا آغاز شد. کاری که قرار بود از آخرای ژانویه شروع بشه :| 

فعلا دارم روی آخرین مقاله کار میکنم. بخش ریسرچش تموم شده و مقاله هم نوشته شده اما وقتی دوباره خوندمش احساس کردم نحوه ی روایت داستانش باید متفاوت باشه که  جالبی کار مشخص بشه. حالا دارم دوباره مینویسم. امشب فقط روی مقاله کار میکنم. از فردا میشه هم مقاله هم تز. مقاله باید این هفته تموم بشه. طبق برنامه ای که ریختم تز هم باید تا آخر جولای تموم بشه. قراره هفته ای یک فصل بنویسم که برای ۴ فصلی که تو ذهنمه میشه جمعا چهار هفته. یک هفته هم برای اضافه کردن مقالات و فهرست و جینگول پینگول (عه پ دارم ) و یک هفته هم برای بازخوانی و نهایی سازی میشه جمعا ۶ هفته.

برای تز های مقطع لیسانس و ارشد همیشه یه قهوه خوردم و تز ها رو شروع کردم. اینبار به خاطر بارداری هی خواستم خانمی کنم قهوه رو نخورم. برای همینم شروع نشد تا حالا و همش به تاخیر افتاد. ولی خب دیگه دیشب یه قهوه درست کردم که جوابگو نبود. چون به خاطر محدود کردن کافیین قهوه خیلی کم ریختم و یه عالمه شیر توش ریختم. برای همینم تز شروع نشد دیشب. به جاش روی چکیده ی مقاله کار کردم. ولی امروز دیدم دیگه نمیشه و همینجوری هی داره کار عقب میفته و استرسش بیشتر میشه. دیگه بلند شدم با نوای نترس نترس نترس بچه جون / برو برو بازم به میدون ... یه قهوه مشتی درست کردم و خوردم. بعدش نشستم برنامه هفته به هفته ریختم برای تز. الانم دارم روی مقاله کار میکنم. امروز روی تز کار نکردم به دو دلیل. هم میخوام اول مقاله تموم بشه بعد فول تایم روی تز کار کنمُ هم اینکه یک فصل از تز رو تقریبا خورد خورد نوشته بودم قبلا. یعنی در واقع الان حداقل نیمی از کار این هفته رو قبلا نوشتم. ولی بازم همون یک هفته رو براش در نظر گرفتم بهر حال.

حالا دیگه به خودم گفتم هرروز بیام اینجا آپدیت کنم که رشته ی کار از دستم در نره و ذهنم پخش و پلا نشه. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آی لگد میزنه  آی لگد میزنه :D 

-----------------------------------------

امروز داشتم فکر میکردم که یادم باشه حتما یه روزی اینو به بچم بگم که هروقت احساس کردی به چیزی اعتقاد داری از خودت این سوالو بپرس : آیا این اعتقاد من به زمان یا مکان جغرافیایی خاصی محدود میشه؟  اگر جواب بله بود دوباره و دوباره و دوباره درباره اعتقادت فکر کن. اگر جواب خیر بود بدون که اعتقاد درستیه. 

یاد یه مثالی از الهی قمشه ای افتادم. میگفت چیزی که درست باشه همه جای دنیا و در همه زمانها درسته چیز غلط هم همینطور. میگفت مثلا اگه شما اگه تو ایران به دنیا بیای مسلمونی اگه تو اروپا به دنیا بیای به احتمال زیاد مسیحی هستی اگه تو هند به دنیا بیای هندویی. هر کدوم از اینها هم آداب خاص و منطقه ای خودشو داره و در همه جای دنیا و برای همه کس پذیرفته نیست. ولی لبخند همه جای دنیا خوبه. مهربونی همه جای دنیا خوبه. راست گویی همه جای دنیا خوبه. 

به نظرم این خیلی معیار خوبیه واسه سنجش این که راهی که میریم درسته یا نه. 

تا فردا نترس نترس نترس بچه جون/ برو برو بازم به میدون 

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر ۱۳۹۹ساعت 23:56 توسط فرناز|

برچسب: نویسنده: شیدا رضاپور تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:35

صفحه بندی