دوباره راه آسمان ها باز ...
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
بعد از دو سال دوباره آرامشم رو به دست آوردم. توی خونه جدید. دوباره وقتی چشمامو میبندم میرم جاهای آشنایی که قدیما میرفتم. چیزی که دوسال بود به نظرم محال میرسید. دوباره قبل از خواب کتاب میخونم سعدی میخونم حافظ میخونم آرامش ... هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز ، راه آسمان ها باز، راه آسمان ها باز ......
شما جانِ منی
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
ماه و پنجره و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم / که راز زندگی و مرگ آدمی این بود شما جانِ منی همه هان و بله هستند شما جانِ منی نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2:17 توسط فرناز|
عشق
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
ماه و پنجره و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم / که راز زندگی و مرگ آدمی این بود مردها وقتی عاشق میشوند به دنیا می آیند و زن ها وقتی عاشق میشوند می میرند. "نمیدونم جمله از کیه ولی خیلی الهام بخشه. نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2:48 توسط فرناز|
که در کنار منی
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
ماه و پنجره و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم / که راز زندگی و مرگ آدمی این بود که در کنار منی خوشا به بخت بلندم که در کنار منی نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:34 توسط فرناز|
There is always a way
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 4:30
ماه و پنجره و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم / که راز زندگی و مرگ آدمی این بود There is always a way Find a way not an excuse نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:38 توسط فرناز|
چشمان تو به اندازه "خدا" عمق دارد
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
یک شب ناگهان به خودم آمدم و دیدم تمام دفترهایم از تو پُرند تو شدی تمام شعرهای دفترم حتا وقتی چیزی نمینویسم ... تو شدی شعرِ آرامِ ساکتِ سیال در برگ برگ زندگی ام و من آن چشمان عمیق را هزار بار می بوسم هزار بار درهر نفس چشمان تو عمق دارد به وسعت و قدمت هرآنچه که "هست" چشمان تو به اندازه "خدا" عم
for the 5th of May,2017
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
You arethe flowing silent son of my life Standing in the middle of infinity Calm, with a glorious smile And I can see the whole universe in your eyes The eyes that I kiss a thousand times in every breath... + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 3:19 توسط فرناز |
زائر ظلمت گیسو
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
من در این تاریکی من در این تیره شب جانفرسا زائر ظلمت گیسوی توام ...
منِِ پیش از تو ؟؟
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
"نمی دانم منِ پیش از تو اردیبهشت ها چه کار می کرده؟ لباس هایش چه رنگی بوده؟ چه عطری می زده؟ و غذای مورد علاقه اش چه بوده؟" زندگی از جایی آغاز شد، از زمانی رنگ و عطر و طعم گرفت که "تو" آمدی... پ.ن : متن داخل " " از فاطمه نعمتی. + نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:9 توسط فرناز |
من عشق لیلا آفرین دارم
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
تو اگر روزی بدانی چقدر عاشقت هستم سر به بیابان میگذاری از شدت و ابهت عشقی که من از تو به دل دارم ... "تو لیلا نیستی من عشق لیلا آفرین دارم" + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:45 توسط فرناز |
نخستین روز
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
اعتیاد به تلگرام و اینستاگرام و دنیی مجازی از اعتیاد به مواد مخدر که سخت تر نیست. اگر آن را می شود ترک کرد این را هم می شود. قبلا هم سعی کرده ام اما این بار فرق دارد نقطه سر خط + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:51 توسط فرناز |
من عاشق چشمت شدم
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
من در یک شب پاییزی عاشق مردی شدم که فقط ماندن بلد است آنقدر ماندن بلد است که من جرات نمیکنم به رفتن فکر کنم... آنقدر با ابهت و محکم و مردانه ایستاده پشت این عشق و من و احساسم که زبانم دیگر توان گفتن دو جمله را بیشتر ندارد: 1. دوستت دارم 2. خدا را شکر خدا را شکر... + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد...
شعر دستِ مرا گرفته
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 22:52
این دهکده بیهوده زیباستآسیاب هابیهوده می چرخندشعردستِ مرا گرفتهبه دوردست ها می بردبیچاره مادربیچاره پدربیچاره لیلا من دیگر بازنمی گردم. شعر: رسول یونان